جوانمردان(سلطان)
پویانمایی
خلاصه
پیرزنی در آشپزخانه سلطان مشغول به کاراست. او قصد دارد به زیارت برود ولی پول کافی ندارد. دختر سلطان به او برای این سفر کمک میکند، اما راهزنها که از خدمه سلطان هستند برای جبران اشتباهاتی که کردهاند تصمیم میگیرند به این کاروان حمله کنند. دختر سلطان که متوجه شده بود سکههای واقعی را به پسرکی که همراه کاروان بود داد، و به پیرزن فقط مقداری سنگ ریزه، در نهایت پیرزن راهی مشهدالرضا میشود.



